چندی است نمی بینمت
قصور از چشمهایم است یا قدمهایت اینجا نرسیده ، نمی دانم !
مصیبت بزرگی ست
قبول کن ، نازنین !
اینجایش می دانم ، مقصر نیستم
سابقه اش ، دلیلی است بر حجمش .
روزت را ندیده ام
خوب یا بد ، با خودت .
سخاوتی هم ندارم ببخشمش .
تنها دعای خیرم به راهت ، به پاس حرمت کهنه مان !
دیگر بی حسابم
حق من هم ، بگذار لب پنجره ات ، آفتاب کویر بسوزاندش .
همچنان می نویسم
به رسم دلی که سنگ را حریفش نیست
می نویسم از بارانی که - خدا کند - رنگش پیدا نشود !
๑ نمی دانم چرا ؛ اما نوشتم ، بی اراده ..
๑๑ ببخشید برای آپم خبر ندادم . دلیلش محفوظ است .
![]()
![]()
![]()
شب سیاهی است
تیره است و تار ؛
آسمانت ؛ اما زیباست
حتی ابری اش !
امیدوارم می کند به بارانت
نگاهم کن
بی چتر آمده ام
ببار بر من
بشورانم ..
که جز این وعده ای نیست ..!
๑ خدای من ! شکرت .. به امیدت می مانم .
![]()
![]()
![]()
ماه مبارک آمد ، ای دوستان بشارت
کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نوید رحمت ، ای دل ز خواب برخیز
باشد که باقی عمر جبران شود خسارت
خدایا
یادم بده
یادم باشه
یادت باشم
๑ خدای من شکرت برای همه داده هایت و شکرت برای همه نداده هایی که به مصلحتت نصیبم نشد.!
๑๑ توکلم تنها بر توست و می دانم جوابم را چون همیشه می گیرم . خدای من ؛ کمک کن از این ماه بسادگی نگذریم .
๑๑๑ خدای من ؛ بزرگی ات را بر چشمانم پذیرفته ام ، معبود یگانه ام می پرستمت آنچنان که شایسته ات باشد .
๑๑๑๑ دوستان همیشگی ام ؛ التماس دعا ..!
![]()
![]()
![]()